لنگه های چوبی در حیاطمان گرچه کهنه اند و جیر جیر میکنند
محکمند …
خوش به حالشان که لنگه همند . . .
(حسین پناهی)

ای دوست به خدا دوری تو دشوار است / بی تو از گردش ایام دلم بیزار است
بی تو ای مونس جان ، دل ز غمت می سوزد / دل افسرده ی من طالب یک دیدار است . . .

لباسی را که از تنت در میاری و بی توجه پرتش می کنی
من آرزوی بوییدنش را دارم . . .

دل آرام را بی تاب میکنی! دل بی تاب را آرام !
آخرش نگفتی: تو ، دردی یا درمان ؟

من “تــــــو” را به دلم قول داده ام
نگذار بد قول شوم . . .

” درد ” را از هر طرفش بخوانی درد است
دریغ از “درمان” که عکسش ” نامرد ” است . . .

نه نیمه ی خالی لیوان را نگاه کن و نه به نیمه ی پُرش قانع باش
پس شیر آبی پیدا کن و لیوانت را لبریز از آب زلال عشق کن . . .

عصاره تمام مهربانى ها را میگیرم وازان فرشته ای میسازم همچون
“خودت”

اگر یار مرا دیدى به خلوت / بگو اى بى وفاى بى مروت
غمم دادى و غمخوارم نکردى / سر و کارت به فرداى قیامت . . .

سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد
عشق این بار به دیوانه شدن می ارزد
گر چه خاکسترم و هم سفر باد ولی
جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد . . .

کوتاه ترین کلمه دنیا I
شیرین ترین کلمه دنیا LOVE
عزیزترین شخص دنیا YOU !
